تبليغاتX
گروه علوم اجتماعي راهنمايي - در دفاع ازمشروطه
وبلاگ علمي آموزشي گروه علوم اجتماعي راهنمايي آموزش و پرورش شهرستان البرز

در دفاع ازمشروطه

یکصد سال پیش در چنین ایامی اهالی تهران، تبریز، قزوین، رشت و بسیاری دیگر از شهرهای ایران در جوش و خروشی همگانی دست اندر کار به راه انداختن نهضت بزرگی بودند که مورخین امروزه آن را به مشروطه می شناسند، نهضتی که در روند تحولات سیاسی اجتماعی معاصر ایران مثبت یا منفی، تاثیر فراوان برجای نهاده است  و مهمترین پیامد آن صف آرائی نیروهای اجتماعی  مشروطه خواه و مشروعه خواه بود  که بسیاری از تحلیلگران مسائل ایران معتقدند این دوگانگی بعد ازصدر مشروطه تا به امروز به شکل های مختلف در منازعات اجتماعی ایران به چشم می خورد.          

     به تبع این تضاد و رویارویی،دو نوع تاریخ نگاری در باب مشروطه شکل گرفت که هر یک می کوشد در بازتاب امر واقع شده در صدر مشروطه، واقعیت را به نفع یکی از دو طرف بازنویسی کند در یک طرف مورخین طرفدار مشروطه، به بیان حماسی اقدامات مشروطه خواهان پرداخته و هر نوع کژی و ناسازی جنبش را به مشروعه خواهان نسبت می دهند و در مقابل مورخین مشروعه خواه با انتقاد از اقدامات مشروطه خواهان، مشروطه را انحرافی بزرگ از جنبش عدالت خواهی روحانیون دانسته و تمام کژیها و کاستیهای جنبش را به مشروطه طلبان ضد مشروعه نسبت می دهند.

اولین ومهمترین سئوال این است که "مشروطه" از کجا آمده است؟ یعنی لفظ مشروطه و مفهوم مستفاد از آن چگونه وارد فرهنگ سیاسی ایرانیان شد؟ دوم اینکه در جریان نهضت،چه زمانی مشروطه مطرح شد و چه کسانی مطرح کننده بودند و چه زمانی به عنوان خواست عمومی درآمد؟

سوم اینکه چرا و چگونه درخواست عدالتخانه به مشروطه تبدیل شد و بطور کلی درخواستهای اولیه طی چه فرایندی به درخواستهای نهائی یعنی مشروطه تبدیل شدند؟ برای پاسخ به این سئوالات مقاله حاضر در بخش اول به ریشه یابی لفظ مشروطه پرداخته در بخش دوم با تبارشناسی مشروطه خواهی ایرانیان به ادبیات انتقادی، نهادهای شبه مدرن مشروطه، دربار و مشروطه می پردازد و در بخش سوم به سیر تحول جنبش، و درخواست مشروطه خواهی در جریان این نهضت خواهد پرداخت.

  ریشه لفظ مشروطه

در علم منطق هرلفظ دال بریک مفهوم است بنابر این لفظ مشروطه نیز باید دال بر یک مفهوم ذهنی یا عینی باشد، چنانکه با شنیدن آن لفظ، شخص در ذهن خود تصویری از آن مفهوم تصور نماید . اما ورود لفظ مشروطه به ادبیات ایران و مفهوم مستفاد از آن چندان روشن و شفاف نبود چه برخی از آنان که در ابتدا خواهان آن بودند و جان فشانی ها برایش نمودند ای بسا هیچ تصور صحیحی از آن نداشتند و برخی تصوری متفاوت با واقع و مفهوم اصلی آن در ذهن داشتند و همین منشا اختلافات زیادی در صدر مشروطه بود. در اینجا قصد آن داریم تا معنای لغوی و مفهوم درست مشروطه و تاریخچه شکل گیری و ورود آن به ایران را بررسی نمائیم.

در فرهنگ" معین" مشروطه در یک معنی قضیه ای است که در آن شرط به کار رفته و در معنی دوم نوعی حکومت که در آن وضع قوانین به عهده مجلس یا مجلسین بوده است و دولت مجری آن ، آمده است. اغلب مورخین بر این نکته اتفاق نظر دارند که مشروطه و مفهوم آن از کشور عثمانی وارد فرهنگ سیاسی ایران شده است. سید حسن تقی زاده از مبارزان مشروطه در تبریز معتقد بود؛"کلمه مشروطیت بلا شک از مملکت عثمانی آمده است، از زمان تأسیس حکومت ملی در استانبول در سنه 1293 قمری و آغاز سلطنت سلطان عبدالحمید ثانی با پیشقدمی مصلح نامی آن مملکت مدحت پاشا این لغت در آنجا رایج شد "اما وی درباره  اصل و ریشه ی مشروطه نقل قول می کند که از کلمه "شارت" فرانسوی و "چارتا"انگلیسی به معنی قانون اساسی گرفته شده است. نکته جالب آنکه تقی زاده در اینجا به داستانی از صدر مشروطه اشاره می کند که نشان دهنده تصور عربی بودن کلمه مشروطه در آن زمان بود، او می نویسد؛ "در تبریز وقتی که به نزد مجتهد اعلم شهر مرحوم آقا میرزا صادق آقا رفتند و از او تقاضای همراهی کردند، مشارالیه گفت اینکه شما می خواهید چیست ؟ گفتند مشروطه و فواید آن را بیان کردند، گفت چون این طریقه حکومت از ممالک متمدنه غربی اخذ شده است آیا نزد آنها اسمی ندارد؟ گفتند آنها ”کنستی توسیون "می نامند معزی الیه گفت صلاح خود شما هم این است که همان کلمه را اختیار کنید زیرا که لابد در پیش آنها و کتب لغت آنها کلمه تعریف دقیق و صحیح و جامع و غیر قابل تأویل دارد که بعدها کسی نمی تواند به آن کلمه معنی دیگری داده و مورد بحث و نزاع قرار دهد. لکن اگر کلمه عربی مشروطه را انتخاب کنید اختیار کار از دست خودتان خارج نموده و به دست دیگران می دهید و بعدها بعضی ها در مخالفت این امر آن . لغت را عنوان نموده و خود به دلخواه تفسیر و معنی خواهند کرد.

از این داستان چنین بر میآید که هم مشروطه خواهان و هم مجتهد مذکور لفظ مشروطه را از ریشه زبان عربی تلقی می نمودند. نظر دیگر در باب ریشه مشروطه نظر دکتر شفق می باشد که معتقد است مشروطه از ترکیه به ایران آمده و احتمالا ترکها آن را درست کرده اند ولی نه از ریشه عربی بلکه از لاشارت فرانسوی ساخته اند. دکتر حائری در پژوهش ارزنده خود از قول نیازی برکس و برنارد لویس واژه مشروطه را از ریشه عربی دانسته و توضیح می دهد که مشروطه از سده ها پیش به معنی ملک و یا ودیعه غیر قابل فروش که بنیانگذار آن برای مصرف آن شرایطی قائل شده بکار می رفته است و در نوشته های نامق کمال از اصطلاح"شرطنامه اداری"در مورد"خط گلخانه"بکار برده شده و از آنجا که خط گلخانه حقوق سلطان عثمانی را محدود و قدرتش را در چارچوب شرایطی معین قرار می دهد این کلمه هم به یک نظام حکومتی اطلاق می شود که قدرت حکومت و سلطنت را محدود و مشروط شرایطی میکند، حائری توضیح می دهد که نظر شفق و تقی زاده نیز چندان بی بنیاد نیست چرا که مصلحان ترک اگر می خواستندکنستی توسیونال را به ترکی برگردانند می توانستند از کلمه "تزوک"ترکی به معنای قانون اساسی استفاده نمایند اما آنها از ترس اینکه سلطان عثمانی از مفاهیم و اصطلاحات کهن عربی یا فارسی یا ترکی، تعبیرات و تفسیرهایی به نفع خود نماید- همان نگرانی که مجتهد تبریزی داشت-

تبارشناسی مشروطه خواهی

ادبیات انتقادی

مشروطه خواهی با تمام لوازم مفهومی آن معجزه ای ناگهانی در فضای فکری اجتماعی ایران نبود بلکه پیش درآمد و طلیعه ی مفاهیمی چون قانون، آزادی، حقوق،و عدالت که در نهایت در ایده مشروطه خواهی جلوه گر شد از سالها قبل در فضای فکری و متون انتقادی جامعه ایران به صورت مستقیم و

غیرمستقیم پدید آمده بود ، اما انقلاب مشروطه شرایط طرح آنها را بصورت مستقیم و در قالب یک

  نظریه حکومتی به وجود آورد. برای اثبات صحت این ادعا اشاره ای گذرا به برخی متون انتقادی که سالها پیش از شروع جنبش مشروطه در ایران چاپ و نشر یافته اند خواهیم داشت تا نشان دهیم فضای فکری و فرهنگ سیاسی نخبگان ایران چندان هم با مجموعه مفاهیم مشروطیت بیگانه نبود :

1- "سرگذشت تلماک" که در اواخر دوره ناصری ترجمه و چاپ شده در قالب یک داستان فلسفی وسیاسی به شدت از نظام استبدادی انتقاد می شود که در بخشی از آن چنین آمده "اهل استبداد را عادت بر این جاری است که به هیچ طریقتی نگروند و هر کاری را به میل خود اقدام کنند،چون قاعده ای درمیان نیست و هیچکس نداندتکلیفش چه ...؟   کسی از بیم، حرف حقی بر زبان نیاورد و منع آن بی نظمی نتواند، چنین ملکی را ملت نباشد...

 

‏2- " منطق الوحش" گر چه از زبان یک حیوان مطرح شده اما ‏در واقع انتقادی در لفافه از اوضاع سیاسی ، اجتماعی ‏جامعه ایران است:"هر یک از افراد نوع و ابنای جنس ‏چنانکه به ظاهر متمایز و مختلف الخلقه بوجود آمده اند، ‏در خیالات و اخلاق و استعداد و آرزو مختلف اند ، پس هر ‏یک از ما منفردا حق و تکلیفی جداگانه داریم....حق ‏انسان به یک اندازه معین آزادی است و بدون حریت ذاتی ‏، انسان، انسان نیست.اما در عین آزادی باید مقید ‏جماعت بود‏"9‏

 

‏3-"بوسه عذرا" در قالب یک داستان تاریخی و سیاسی ‏پیامهای آشکاری برای جامعه ی استبدادی ایران و علیه ‏آن دارد در اینجا از زبان قهرمان داستان هدف قیام ‏چنین بیان می شود:"قصد من این است که سلطنت مستقله ‏بوهیما را مبدل به مشروطه نمایم ،و بساط ظلم و ‏استبداد را بکلی بر چینم..."10‏

 

‏4- در "غرائب عوائد ملل" به قلم میرزا حبیب اصفهانی در ‏توصیف فرنگستان چنین آمده:"در فرنگستان شهریاران در ‏امور سلطنت و ایالت مختلف اند، پاره ای حاکم مطلق و ‏مستقل اند ،پاره ای

حکمشان موقوف به رضای رعیت و مشروط به شرایط قوانین ‏مملکت است... مردم همیشه آزادی را که ‏بهترین و برترین آنچه هر آدمی راست ، طالب و مایل بوده ‏اند."11‏

 

‏5- "سیاحتنامه ی ابراهیم بیک" که در تاریخ 1313هجری قمری چاپ ‏شده پیرامون ویژگیهای نظام ‏

مشروطه چنین آورده است:" اینکه مشروطیت خوانیم و مجلس ‏مبعوثان گوییم، یعنی اختیار مملکت با شرایط معینه، با ‏صلاحدید اهل مملکت حل و فصل شود ."12‏

 

‏6- "منهاج العلی" نوشته ی ابو طالب بهبهانی ، در سال 1294 ، ‏سالها پیش از شروع جنبش مشروطه در تشریح این نظام ‏نوشته:" تحقق بخشیدن به حکومت قانون مستلزم تاسیس مقام ‏قانونگذار است یعنی                   

مجالسی که اختیار وضع قانون را دارا باشند. یکی مجلسی ‏که به جهت تنظیمات امور و ضبط و حفظ و ‏

اداره دولت به نحوی که در دول فرنگستان هر یک به ‏اقتضای حالت ملت و مملکت به اندک تفاوت و

اختلافی رسم کرده اند... در قانونگذاری لزوما دو ‏اختیار را باید از هم تفکیک نمود:‏

‏ اختیار وضع قانون و اختیار اجرای قانون.‏هر گاه دو اختیار در دست یک نفر باشد آن را حکومت ‏مطلقه گویند و اگر هر دو در دست ملت باشد آن حکومت ‏‏«معتدله» است 13 ‏....  دوم آزادی سیاسی است ، یعنی ملت ‏آزاد است در اینکه مداخله داشته ‏باشد و مباحثه و گفتگو کند در احکام سیاسیه....  ‏مجموع حقوق بشری که مغربیان آن را «کونستسیون»‏نام نهاده اند، در مشرق زمین ناشناخته مانده ، ‏مشرقیان نمی دانند که ، دولت چه طلب دارد و حقوق دولت ‏بر ملت چه چیز و چه اندازه است ..."15‏

 

   در اینجا از میان آثار انتقادی فقط چند نمونه که ‏بطور مستقیم به مفاهیم مشروطه و قانون اشاره داشتند ‏

انتخاب و قسمت کوچکی از هر یک جهت اطلاع از ادبیات آن ‏دوره آورده شد تا خوانندگان با فضای فکری منتقدین آن ‏دوره آشنا شوند البته نا گفته پیداست اغلب این متون ‏در طرح مشروطه وسایرنهادهایدموکراتیک ، تحت تاثیر دموکراسی غرب بوده اند و هنوز ‏اندیشه ی مستقلی در بارۀ حکومت جایگزین ‏استبداد در ایران تولد و رشد نیافته بود .‏

 

شبه  دموکراسی  در ایران ‏

 

دورۀ ناصری، دورۀ اصلاحات نا کام در نظام سیاسی ‏قاجاریه بود به نحوی که اغلب طرح های اصلاحی ،با شور ‏و شوق فراوان شروع میشد اما در میانه راه با مانع ‏تراشی ها و مشکلات فراوان ناتمام و ناکام رها می شد .‏

  از جمله اصلاحات این دوره ،اصلاح در ساختار سیاسی ‏قدرت بود که گر چه هیچ یک به فرجام نهایی نرسیدند ‏اما ذهن و گوش مردم ایران را با اصطلاحاتی نظیر « ‏مجلس مصلحت خانه »  یا

‏« مجلس مشورت خانه» ، «شورای دولت » ، « مجلس وکلای ‏تجار » ، «قانون مجلس تنظیمات»‏

و مفاهیمی چون قانون ، حقوق و...آشنا نمود . در ‏اینجا به برخی از این نهادها، و قوانین مربوط به هر ‏یک اشاره ای می کنیم تا خواننده به این نکته ی ‏اساسی پی ببرد که جامعۀ ایران از دوره ی ناصری نیاز ‏به یک باز پیرایی اساسی در ساختار سیاسی خود را ‏احساس می کرد و این نهاد های شبه دموکراتیک که به ‏همت وزرای اصلاح طلب به وجود می آمدند پاسخی بود به ‏این نیاز اساسی ،

هر چند قدرت مطلقه تحمل هیچ یک از این اصلاحات را ‏نیاورده و شرایط برای یک خیزش انقلابی ‏

درمشروطه فراهم شد اما این نهادها به لحاظ نظری بهترین ‏راه آشنا کردن مردم با اصطلاحاتی چون،

قانون ، مجلس ، شورا و...  بودند . به جرات می توان ‏مدعی شد این موضوع از بهترین کارکردهای آنها بوده ‏است.   در ادامه به برخی از این نهادها و قوانین ‏مربوط به آنها اشاره می کنیم :‏

‏ ‏

‏1-  "مشورت خانه"در آئین نامه داخلی این نهاد چنین ‏آمده است : "هر یک از اجزا مجلس هر قانونی و هر ‏قاعده ای و هر قراری و هر خیالی که مفید فایده عامه ‏می داند حق دارد که طرح آنرا به مجلس تکلیف نماید."16 ‏ملکم خان درباره این مجلس به نکته جالبی اشاره می ‏کند:"آخر الامر پادشاه ایران  این نکته بزرگ حکمرانی ‏را درک نمود و خواست دو اختیار دولت را از هم جدا ‏نماید"اما"عوض اینکه اختیار قانون را از اختیار اجرا ‏جدا نمایند،این دو اختیار را بدتر از سابق مخلوط و ‏مغشوش نمودند....17        به عبارت دیگر این نهاد ‏آغازی بود برای تغییرات بیشتر در نظام استبدادی ‏ایران به سمت حکومت مردم سالارانه که به دلیل موانع ‏ایجاد شده در نهایت به صورت یک مجلس بی اختیار و آخر ‏الامر به تعطیلی کشانده شد اما مردم ایران در اعلان ‏های تشکیل آن با الفاظ مجلس، قانونگذاری و قانون ‏توسط کسی غیر از شاه ، آشنا شدند و اینها آغاز ورود ‏اصلاحات نزدیک به مشروطه به ادبیات سیاسی ایران بود.‏

‏2 "مجلس وکلای تجار ایران"یا مجلس تجارت متشکل از تجار ‏منتخب هر شهر و ایالت در 1301 تشکیل و اداری حقوق و ‏وظایف بسیاری در امور تجار همان محل بود. صدر اعظم وقت ‏در ابلاغ صلاحیت قضائی این مجلس نوشت:"هرگاه فیما بین ‏دو نفر  تاجر گفتگوئی بشود، رجوع آن به مجلس تجارت ‏است. گفتگوئی اگر میانه تجار و صراف و کسبه بازار ‏دست دهد....رجوع آن به مجلس تجارت است و.... هرگاه ‏حاکم یا دیوانخانه در احقاق حق کوتاهی نماید، مسئول ‏دولت خواهد بود."18 گرچه سرنوشت این مجلس نیز همانند ‏مجلس مشورت خانه در نهایت تعطیلی بود اما شروع ‏انتخابات آن در بعضی شهرها و شکل گیری و فعالیت آن ‏در تهران یک پدیده نو در عرصه ی فعالیتهای مدنی در ‏ایران بود و در واقع یک نهاد مدنی صنفی و انتخابی ‏با صلاحیتهای گسترده حقوقی و قضائی در حال شکل گیری ‏بود.‏

‏3- "قانون اساسی ایران"برای اولین بار در دوره صدارت ‏میرزا حسین خان سپه سالار در سال 1288 نوشته و به ‏موقع اجرا گذاشته شد و البته مانند سایر نهادهای ‏اصلاحی دوره ناصری پس از سپهسالار به فراموشی سپرده ‏شد اما نفس نوشته شدن چنین قانونی و محتوای برخی از ‏اصول آن نشانگر این بود که تفکرات سیاسی مدرن نظیر ‏قانون مداری ، تفکیک قوا، آزادی های مدنی و.... کم ‏کم در میان اقشار جامعه و حتی درباریان در حال شکل ‏گیری و گسترش بوده است. بجاست به چند فقره از مواد ‏این قانون اشاره کنیم تا خواننده با ذهنیت سیاسی ‏اصلاح طلبان آن دوره آشنا شود:‏

‏- "وزرا  و حکام و جمیع آنهائی که در سر کارها ‏هستند،عموم اهالی ایران را که هیات دولت ما از آنها ‏تشکیل یافته، خود را باید وجود واحده بدانندو..."‏

‏- جان ومال و عرض و ناموس قاطبه ی اهالی ایران از هر ‏گونه تعدیات و تجاوزات محفوظ بوده"‏

‏-"شمول قانونی آن اصل، عام می باشد، همه افراد به ‏تساوی از آن حقوق برخوردار هستند"‏

‏-"آنهائی که در ایران خارج از دین اسلام هستند از ‏قبیل مسیحیان و یهودیان و گبرها و.... بایدآسوده و ‏محترم باشند... که به آزادی تمام در اجرای آئین خود ‏زندگانی بکنند."‏

‏-"برای تربیت قوانین شریعت عزاء و وضع بعضی قواعد و ‏انتظامات که لازمه سیاست مدن است- مجلسی ،و برای ‏اجرای قوانین مزبور مجلسی جدا گانه تشکیل شود ،هر یک  ‏از مجالس دو گانه

‏ بی مداخله به کار یکدیگر تکالیف خود را باید مجری ‏بدارند....19"‏

خواننده در همین چند فقره مشاهده می کند که حتی در ‏همین قانون دولتی و درباری هم به مهمترین اصول مشروطیت ‏بدون ذکر لفظ مشروطه اشاره رفته است از جمله اینکه " ‏همه وزرا و حکام باید بدانند که هیات دولت از عموم ‏اهالی ایران شکل گرفته" به عبارت دیگر بیان کننده آن ‏است که حق حاکمیت از آن مردم بوده که به آنها واگذار ‏شده است در فقرات دیگر بر آزادیهای مدنی، تساوی ‏افراد در برابر قانون ، حفظ امنیت شهروندان و تفکیک ‏قوا تاکید شده که همگی از اصول یک نظام مشروطه هستند ‏بنابر این ادبیات سیاسی ایران با مفاهیم مرتبط با ‏دموکراسی حداقل بصورت قوانین اجرا نشده آشنا بود.‏

‏-  نخبگان حاکم و مشروطه

 

گویند ایرانیان نمی دانستند مشروطه چه بود و حتی ‏متقاضی آن هم نبودند و آنچه پیش آمد یکسره توطئه ‏بود. آنچه در قسمت بالا آوردیم دلیلی بر وجود مفاهیم ‏مرتبط با مشروطه و دموکراسی در فرهنگ و ادبیات ‏سیاسی عامه ایرانیان بود. در اینجا می خواهیم میزان ‏شناخت و درک رجال سیاسی وبه خصوص درباریان ایران را ‏در باره مشروطه بدانیم:‏

 

‏1- امیر کبیر و خیال کنسطیطوسیون

رساندن تبار مشروطه خواهی ایرانیان به ابتدای دوره ‏ناصری و عهد میرزا تقی خان کمی غریب و شاید عجیب ‏بنماید اما اسناد بجامانده بیانگر آن است که اگر عمر ‏صدارت و اصلاحات وی ادامه می یافت در فکر برپایی ‏مشروطه بوده است. میرزا یعقوب خان- منشی سفارت روسیه ‏‏- در رساله خود به ناصرالدین شاه از قول امیر می ‏نویسد :"مجالم ندادند والاخیال کنسطیطوسیون داشتم ،مانع ‏بزرگم روسهای تو بودند، و انگلیس کمال همراهی را در ‏باطن وعده می داد ، منتظر موقع بودم."20   و البته ‏که مجالش ندادند. اما اینکه اگر امیر چنین می کرد آیا ‏موفق می شد یا خیر و آیا قادر به چنین امری بود بحث ‏دیگری است و نکته مهم آن است که وی بر این مسئله نیک ‏آگاه شده بود که اصلاحات اجتماعی اقتصادی بدون اصلاح ‏اساسی در نظام سیاسی ایران امکان پذیر نبود و خیال ‏آن را داشته تا در زمان مناسب اقدام کند.‏

 

‏2-احتشام السلطنه پیشنهاد  دهندۀ مجلس منتخب ‏

اکثر کسانی که به نحوی با نهادهای سیاسی غرب آشنا ‏بودند آشکار یا نهان تغییرات اساسی در ساختار قدرت ‏قاجاریه بودند اما کمتر کسی جرئت داشت چنین نیازی را ‏بر زبان آورد اما احتشام السلطنه مامور سیاسی ایران ‏در آلمان و عضو انجمن معارف از معدود کسانی بود که ‏جرئت داشت در حضور عین الدوله از ضرورت تشکیل مجلس ‏منتخب سخن براند آن هم زمانی که عین الدوله حاضر به ‏پذیرش عدالت خانه هم نبود. گرانت داف در گزارشی از ‏جلسه باغ شاه با حضور رجال سیاسی که به همت عین ‏الدوله و برای یافتن راه حل خروج از بحران میان دو ‏مهاجرت تشکیل شده می نویسد:"... احتشام السلطنه ادامه ‏می دهد که اگر اصلاحات پیشنهادی منجمله تشکیل مجلسی ‏منتخب از نمایندگان مردم قرار است منشاء اصلاحات جدی ‏بشود خود شاهنشاه باید از نظرات نمایندگان منتخب ‏تبعیت نمایند..."  با پایان این جلسه وزیر دربار به ‏حضور شاه می رود و با یک حالت هیجان آمیزی می گوید ‏که برخی از وزیران اعلیحضرت می کوشند که برخی از ‏اختیارات ایشان را کاسته و مقام سلطنت را متزلزل ‏سازند..... مظفر الدین شاه اظهار می دارد که همه ‏فرمانروایان اروپائی کشور خود را با کمک مراجعی ‏متشکل از نمایندگان برگزیده ملت اداره می کنند و با ‏این وصف اختیارات و استقلال آنهابیش از او می ‏باشد....21" این گزارش توسط ناظم الاسلام و دولت آبادی ‏نیز مطرح شده است . این سند گویای آن است که رجال ‏دربار هم از مشروطه و لوازم آن با خبر بودند چنانکه ‏ناصرالملک هم در پاسخ به احتشام السلطنه می گوید: ‏‏"امروز صلاح نیست ، هنوز در ایران وقت تاسیس مجلس ‏نیست...22"‏

 

‏3-  شاه مشروطه خواه

مشروطه خواه بودن شاهی که مردم علیه او قیام کردند ‏و کشته شدند تا مشروطه کسب نمایند بیشتر به یک توطئه ‏می ماند تا واقعیت، اما به هر حال شاهدی بر مطرح ‏بودن خواسته مشروطه در فضای فکری سیاسی ایران بسیار ‏پیشتر از آنکه مهاجرتی یا تحصنی اتفاق بیفتد، می ‏باشد.‏

 

ناظم الاسلام در وقایع دوم ماه رجب سال 1323هجری قمری ‏یعنی قبل از آغاز جنبش عمومی از قول                        

مظفر الدین شاه به نظام الملک می نویسد :" اگر دولت ‏ایران مانند سایر دول مشروطه گردد ، هم من آسوده و ‏راحت خواهم گردید و هم رعیت ..." 23      نکته ی جالبتر ‏درک شاه از مفهوم مشروطه است که در گفتگوی شاه با ‏فرستادگان علما در جریان مهاجرت و تحصن مردم آمده ‏است در این ملاقات شاه اعتماد الاسلام و میرزا محمد ‏صادق ، یعنی نمایندگان دو مرجع بزرگ را به اندرون ‏طلبیده و خطاب به آنها چنین میگوید :" آقا سید علاء ‏الدین شما به آقای سید عبدالله بگوئید ، آقای محمد صادق ‏شما هم به پدر خودتان بگوئید یک قلاده آهنین خار دار ‏که اجداد من به گردن من انداخته بودند

از گردن خود برداشته ، به دادن دستخط و تاسیس مجلس ‏شورای ملی آن را به گردن شما آقایان

‏ می اندازم که این مسئولیت از این به بعد متوجه به ‏شما باشد." 24 ‏

‏ منظور از آوردن این گفتگو آن بود که بدانیم بر خلاف ‏نظر کسانی که مدعی هستند نه منظور شاه از مشروطه ‏واگذاری حق حاکمیت به ملت بوده ونه دیگران چنین ‏درکی از مشروطه داشتند، بلکه هم شاه می دانست مفهوم ‏مشروطه چیست و هم توضیح داده که با مشروطه، وی از ‏مسئولیت مبری شده و بنابر این حقوقی هم در حاکمیت ‏نخواهد داشت و هم مشروطه خواهان دقیقا می دانستند که ‏با مشروطه حق حاکمیت موروثی قاجاریه به مردم واگذار ‏می شود حتی اگر این افراد قبل از جنبش با مفهوم ‏مشروطه آشنا نبودند اما در روند نهضت کاملا با مفهوم ‏آن آشنا شده و لوازم و پی آمدهای آن را می دانستند. ‏به همین دلیل وقتی در دوره محمد علیشاه وی به قصد ‏تعطیلی مشروطه ، عنوان مشروعه را پیشنهاد نمود و در ‏دوره مشیرالدوله وی نمی خواست رأی  اعتماد مجلس به ‏وزیران را جدی بگیرد به شدت با مقاومت مردم روبرو ‏شده  و مجبور به عقب نشینی گردیدند.‏

‏-  مشروطه خواهی در نهضت مشروطه ‏

 

  مشروطه خواهی چگونه و  از چه زمانی وارد خواسته ‏های مردم ایران شد؟ این سئوالی است که هنوز به آن ‏نپرداخته ایم در ادامه مقاله  بر آنیم که ‏روندمشروطه، مجلس منتخب، آزادی و...به خواسته های ‏قیام کنندگان را بررسی نمائیم. گروهی از پژوهشگران با ‏توجه به اسنادی که ارائه می کنند معتقدند اولین بار ‏کلمۀ مشروطه در فرمان محمدعلیشاه مبنی بر مشروطه شدن ‏ایران آمده و قبل از آن در ادبیات انقلابیون مطرح ‏نبوده است اما با شروع تحصن در سفارت انگلیس از طریق ‏عوامل سفارت درخواست مشروطه بین مردم ‏ مطرح و کم کم ‏به یک درخواست عمومی منجر شد نگارنده با توجه به ‏اسناد و مدارک موجود که بخشی از آنها در قسمتهای قبل ‏ارائه شد ، معتقد است لفظ مشروطه و مفاهیم مرتبط با ‏آن چون مجلس، تفکیک قوا و...بسیار پیشتر از زمان تحصن ‏در سفارت انگلیس و یا فرمان محمد علیشاه ؛درمیان ‏نخبگان و رهبران مشروطه خواه مطرح بود و به صورتهای ‏مختلف آن را طرح می کردند هر چند هنوز جرأت طرح آن را ‏بصورت علنی نداشتند اما با شدت یافتن اعتراضات و عقب ‏نشینی اولیۀ دربار، سطح خواسته ها بالاتر رفته و در ‏نهایت به صورت در خواست مشروطه مطرح شد. در ادامه به ‏مهمترین اسناد و مدارکی که نشانگر وجود طرح مشروطه در ‏اذهان نخبگان و رهبران مشروطه است اشاره می کنیم.‏

‏1-طباطبائی : مجتهد مشروطه خواه

بدون شک یکی از پایه های اصلی قیام های عمومی دوران ‏مشروطه، روحانی روشن بین سیدمحمد طباطبائی بود و تا ‏آخر هم به آرمان مشروطه وفادار باقی ماند. از آنجا که ‏ایشان رهبری بلامنازع در بسیج توده ها در نهضت مشروطه ‏خواهی داشتند بی شک پی بردن به نیت و هدف ایشان از ‏قیام عمومی علیه دولت مرکزی می تواند روشنگر بسیاری ‏از ابهامات پیرامون زمان و چگونگی ورود مشروطه به ‏درخواستهای مخالفین خواهد بود. اسناد ذیل نشان دهنده ‏دلبستگی ایشان به مشروطه بسیار پیشتر از آغاز قیام ‏های قبل از مهاجرت کبری و تحصن در سفارت می باشد که در ‏مجموع دلیلی بر آن است که رهبر بزرگ مشروطه از ابتدا ‏مشروطه خواه بوده است.‏

الف- ناظم الاسلام در تاریخ بیداری سندی ارائه می کند ‏که نشانگر تمایل طباطبائی به مشروطه حدود یک سال پیش ‏از آغاز جنبش های منجر به مهاجرت صغری بوده وی در ‏کتاب خود به گفتگویی میان خود، طباطبائی و فرزندش ‏اشاره می کند و در آن از قول ایشان می نویسد:"بالفرض ‏این وزیر هم معزول شود،دیگر کدام شخص عالم و عاقل ‏کامل بصیر را دارند که شایسته مسند صدارت باشد، و ‏بتواند خرابیهای چندین ساله این مملکت را آباد و ‏نواقص را اصلاح نماید ؟ عرض کردم پس علاج از چه راه است ‏؟ فرمود: باید صبر کرد افراد ملت عالم شوند چه پس از ‏آنکه عموم ملت عالم شدند آن وقت حقوق ملی خود را می ‏دانند، اگرحقوق دولت را بر خود و حقوق خود بر دولت ‏را بدانند ، دیگر هرگز زیر بار ظلم و جور و استبداد ‏نخواهند رفت... پس بر شما باد اصلاح معارف و تأسیس و ‏تکثیر مکاتب و احداث مدارس...." تا دولت ایران ‏مشروطه و دارای قوانین اساسی نگردد و این استبداد ‏برداشته نشود هرگز متوقع اصلاح و منتظر انتظام نباید ‏بود ....  نگارنده عرض کرد: کی و چه وقت دولت مشروطه ‏خواهد شد؟ فرمود: وقتی که افراد ملت عالم و از خواب ‏گران غفلت بیدار و معنی ملیت و قومیت را بدانند" 25  ‏اگر نقل قول ناظم الاسلام را بپذیریم معنی آن این است ‏که طباطبائی حدود یکسال قبل از شروع حوادث منجر به ‏مشروطه، راه حل برون رفت از بحران سیاسی- اجتماعی ‏ایران را تغییر اساسی حاکمیت سیاسی ایران می دانست و ‏زمان آن را هنگام بیداری و آگاهی ملت می دانست. در ‏تایید نوشته ناظم الاسلام می توان به موارد دیگری از ‏تمایل طباطبائی به مشروطه پیش از عنوان شدن مشروطه در ‏خواسته های متحصنین اشاره نمود:‏

ب- محیط مافی در کتاب تاریخ انقلاب مشروطیت خود درباره ‏هدف واقعی طباطبائی در جریان قیام علیه عین الدوله ‏می نویسد:"مرحوم طباطبائی که عمر خود را صرف خیال ‏مشروطیت ایران کرده بود وسیله بدست آورده جماعتی را ‏همراه دید برای پیش بردن مقاصد باطنی خود در مقام ‏طرفیت با صدارت بر آمد با همدستی تجار....."26‏

پ- در جریان مهاجرت به شاه عبدالعظیم و طرح عدالتخانه ‏از طرف علما ، آقا سید علی یزدی از طرف علمای متحصن، ‏برای مذاکره  به نزد مظفرالدین شاه می رود تا در ‏خواست گشایش عدالت خانه نماید در این مذاکره ‏مظفرالدین شاه به ایشان چنین می گوید:"....شما می ‏دانید که آقای سید عبدالله و حاج شیخ فضل الله طالب ‏عدالتخانه  نمی باشند، عدالتخانه مضر به حال اینها می ‏باشد...بلی یک نفر آقا میرزا سید محمد است که مایل به ‏جمهوریت است ، او هم امری را خواهان است که در ایران ‏امکان پذیر نیست"27 به عبارتی اگر در خواسته  واقعی ‏سایر رهبران مشروطه شکی درباره مشروطه خواهی یا عدالت ‏خواهی باشد حتی مظفرالدین شاه هم می داند که خیال ‏واقعی طباطبائی جز تغییر اساس نظام سیاسی به ‏دموکراسی یا مشروطه نیست.‏

ت- نامه و گفتگوی طباطبائی با عین الدوله: پس از ‏بازگشت علما از مهاجرت اول و عدم وفای به عهد عین ‏الدوله در اجرای خواسته های مهاجرین ، طباطبائی نامه ‏ای به وی نوشته که حاوی نکات و       کنایه های ‏شنیدنی در اشاره به تشکیل مجلس منتخب است :".....کو آنهمه ‏راز و عهدو پیمان؟ مسلم است از خرابی این مملکت و ‏استیصال این مردم و خطراتی که این صفحه را احاطه ‏کرده است خوب مطلعید و هم بدیهی است و می دانید اصلاح ‏تمام اینها منحصر است به تأسیس مجلس و اتحاد دولت و ملت ‏و رجال دولت با علما ....عهد چه شد؟ قرآن چه؟ عهد ما ‏برای این کار یعنی تأسیس مجلس بود

‏ و الا مابه الاشتراک نداشتیم...."28 علاوه بر این نامه ‏وی در دیدار با عین الدوله خطاب به وی

‏ می گوید:" کاری بکنید که نام نیکی از شما در عالم بماند ‏ودر صحایف تاریخ بنویسند بانی مجلس و عدالتخانه عین ‏الدوله بوده و از تو این یادگار در ایران باقی ‏بماند...."29 چنانکه می بینیم هنوز مهاجرت کبری شروع ‏نشده و درخواسته های رسمی اولیه فقط عدالت خانه مطرح ‏بود ولی طباطبائی جسته جسته کلمه مجلس را همراه ‏عدالتخانه آورده و تقاضای آن را از عین الدوله مطرح ‏می کند.‏

ث- نامه ناصر الملک به طباطبائی : در فاصله میان دو ‏مهاجرت سخنرانیها، نامه ها و گفتگوهای طباطبائی نیت ‏اصلی اورا در مشروطه خواهی برای همگان عیان نمود و ‏باعث عکس العمل های در نقد یا تائید آن از طرف نخبگان ‏جامعه شد که یکی از مهمترین آنها نامه ی معروف ‏ناصرالملک - از تحصیلکردگان فرنگ- در مضرات مشروطه ‏برای جامعه ایران و زود هنگام بودن آن برای یک جامعه ‏ی بی سواد به طباطبائی بود و غرض آنکه این نامه هم ‏مؤیدی بر خواسته اصلی طباطبائی یعنی مشروطه می ‏باشد:"امروز تقاضای مجلس مبعوثان و اصرار در ایجاد ‏قانون مساوات و دم زدن از حریت و عدالت کامله( آن ‏طوری که در تمام ملل متمدنه سعادتمند وجود دارد) در ‏ایران همان حکایت تازیانه زدن و ران شتر طپانیدن است[ ‏کنایه از متناسب نبودن شرایط برای مشروطه]......فرض ‏بفرمائید امروز

‏ اعلیحضرت شاهنشاهی به میل و خاطر و کمال رضایت به ‏این مملکت و دستخط آزادی کامل مرحمت فرماید و به شخص ‏محترم مقدس حضرت مستطاب حجه الاسلام عالی امر بشود که ‏مجلس مبعوثان تشکیل بدهید، چه خواهید کرد؟ اقلا هزار ‏نفر آدم کامل بصیر به مقتضای عصر ، آگاه از حقوق ملل ‏و دول لازم دارید ، تا این یک مجلس تشکیل یابد...30" ‏اگر طباطبائی و سایر مخالفین دولت چنین نیتی در ‏برقراری مشروطه نداشتند نامه ناصرالملک به عنوان یک ‏درباری محل سئوال و شبهه می شد، چه، او در این مرحله ‏تمایلی به برقراری مشروطه در ایران ندارد. ‏

 

ج-سخنرانیهای طباطبائی و بالا رفتن سطح درخواست ها:‏

نگاهی به مجموعه سخنرانیهای طباطبائی در دوران میان ‏مهاجرت اول و دوم بیانگر آشکار شدن نیت اصلی ایشان ‏مبنی بر تقاضای مشروطه است. ایشان در سخنرانیهای ‏اولیه می گویند:" برهمه آشکار است که امروزه تعدیات ‏وزراءو عمال دیوانی از حد گذشته، کسی مالک جان ومال ‏خود نیست ..... خداوند مارا آزاد آفریده است چرا  ‏این قدر در قید اسارت باشیم...آیا می دانید  مسیو ‏نوز بلژیکی که در گمرک است چه تعدیاتی به ما می کند ‏؟...31"‏

در سخنرانی چهارم می گویند:"ما بی خود در باب مسیو ‏نوز وقت خود را تلف می کنیم ، همه می دانند صدماتی که ‏ما از فرنگی و مسلمان می کشیم تمامش از طرف صدر اعظم ‏است باید در معزولی او سعی و ایستادگی کرد..." 32 و ‏بالا خره جملاتی در نفی حکومت فردی بر زبان می راند ‏‏:"تا کی مسلمانان در زیر فشار یک نفر شخص واحد ‏باشند؟ چه ضرر دارد که ما هم مثل سایر دول آزادی

‏ داشته باشیم.."33‏

در سخنان چهاردهم جمادی الاول سال 1324 در ایام وفات ‏حضرت فاطمه از نیت خود در تقاضای مجلس و مشروطه را ‏بیان نمود اما در ظاهر از آن تبری جست. به عبارتی ، ‏فراوان از فواید مشروطه سخن راند اما آن را برای ‏جامعه ایران زود هنگام دانست. بخشی از سخنان ایشان ‏خواندنی است: "هشت ماه بلکه زیادتر می باشد که به جز ‏این یک کلمه عدل چیز دیگری نگفته ایم... و از دولت ‏تا کنون جز عدل چیزی نخواسته ایم . حالا بعضی می گویند ‏ما مشروطه طلب و یا جمهوری طلب می باشیم، به خدای ‏عالمیان به اجداد طاهرینم قسم که این حرفها را مردم ‏به ما می بندند . اگر گفتیم معدلت می خواهیم غرض این ‏بود که مجلسی تشکیل شود و مجلس و انجمنی داشته باشیم که ‏در آن مجلس به داد مردم برسند  ...  ما به جز مجلسی که ‏جمعی در آن باشند که به درد مردم و رعیت برسند کاری ‏دیگر و غرضی نداریم، قدری که سخت می گیریم می گویند ‏مشروطه و جمهوری را می خواهند.."33‏

‏ جالب اینکه با اصرار خواهان تشکیل مجلس هستند اما ‏مشروطه را انکار می کنند اما در ادامه به

‏ اصلی ترین مسئله یعنی قبح استبداد و فوائد سلطنت ‏مشروطه می پردازند هر چند آن را برای ایران امری ‏زودهنگام می دانند:" عقلاء و دانشمندان یک نفر را مشخص ‏و معین و انتخاب نمودند برای حفظ نوع خود و گفتند :ما ‏مال و جان می دهیم که تو ما را حفظ کنی از این که به ‏یکدیگر ظلم ستم و اجحاف و تعدی نمائیم... این شخص را ‏پادشاه گویند. پس پادشاه یعنی کسی که از جانب ملت ‏منصوب شود و مالیات و سرباز بگیرد برای حفظ رعیت از ‏ظلم کردن به یکدیگر ....باباجان پادشاه هم مثل ما یک ‏نفر است نه این که به قول بعضی مالک الرقاب، و آنچه ‏بخواهد بکند....هرچه خرابی و ظلم هست در سر این یک ‏مشت ایرانی بیچاره هست و این هم به واسطه این هست که ‏نمی دانیم معنی سلطنت را..34"    طباطبائی در این ‏سخنرانی به چند نکته عمیق و اساسی  در باب نظام ‏سیاسی اشاره می کند که نیت اصلی ایشان در مخالفت با ‏حکومت را نیز مشخص می کند: اول اینکه حق حاکمیت بر ‏مردم نه به صورت الهی یا موروثی بلکه از مردم و برای ‏مردم بوده وپادشاه منصوب آنهاست وپادشاه در این حقی ‏که از طرف مردم به او سپرده شده است محدود و مقید است ‏به رعایت عدل و حفظ حقوق مردم . پیرو سخنان قبلی وی ‏تاکید می کند که "ما که ریاست نمی خواهیم، جمهوری طلب ‏نیستیم به این زودی مشروطه نمی خواهیم ، یعنی مردم ‏ایران هنوز به آن درجه تربیت نشده اند و قابل ‏مشروطیت و جمهوریت نمی باشند، زیرا که مشروطیت در وقتی ‏است که افراد ملت عالم باشند، ما می گوئیم این همه ظلم ‏و ستم به رعیت چرا می کنید؟....باری ای مردم بیدار ‏شوید، درد خود را بدانید ، دوای درد را پیدا کنید و ‏زود در مقام معالجه برآئید هر دردی دوائی ‏دارد..."عالجو دائکم بالدواء"معالجه داء به دوا کنید، ‏داء به معنی درد است دوا چیزی است که رفع درد را ‏بکند بعضی می گویند داء ظلم است و دوایش عدل ‏است...بعضی می گویند داء استبداد است ودوایش شور و ‏مشورت است ...آه همین استبداد بود که حضرت سید ‏الشهداء را شهید کرد، چه، آن حضرت فرمود: ای مردم ‏بنشینید و مجلس کنید، با هم مشورت و شور نمائید... ما ‏عدل و عدالتخانه می خواهیم، ما اجرای قانون اسلام را ‏می خواهیم، ما مجلسی می خواهیم که در آن مجلس شاه و ‏گدا در حدود قانونی مساوی باشند، ما نمی گوئیم مشروطه ‏و جمهوری، ما می گوییم مجلس مشروعه عدالتخانه"35        ‏ناظم الاسلام که خود در این سخنرانی حضور داشته درباره ‏محتوای آن می نویسد:"آقای طباطبائی در بالای منبر مقصود ‏خود را به لفظ مشروطیت ادا کرده، جمهوریت را لباس ‏مشروطیت و مشروعیت پوشانید..."36 در واقع در این ‏سخنرانی، اهداف واقعی طباطبائی از قیام علیه دولت ‏بیان شد و همین باعث شد که ناصر الملک نامه ی پیش گفته ‏را برای ایشان فرستاده و زود بودن مشروطه برای ایران ‏را به ایشان گوشزد کند.‏

‏2 تبعید برای یک مشروطه خواه

از حوادث میان دو مهاجرت گرفتاری و تبعید مجد الاسلام ‏به کلات بود که به دلیل نوشتن دو مقاله در شماره های صد ‏و شصت ، و صد و شصت و چهار روزنامه ادب بر ضد ‏استبداد و تبلیغ برای نظام سلطنتی مشروطه رخ داد. ‏البته خود روزنامه ادب هم به همین جرم توسط عین ‏الدوله تعطیل گردید.  مجد الاسلام پس از تبعید به کلات ‏در نامه ای به ناظم الاسلام به نکاتی اشاره می کند که ‏از باب آشنائی با اهداف وی بسیار پیشتر از جریان ‏مهاجرت کبری و تحصن ، جالب به نظر می رسد وی در این ‏نامه می نویسد:"مرگ آرزوی من است و حالا می فهمم چه ‏لذتی داشته اند کسانی که در فرانسه برای تحصیل آزادی ‏ملت و تبدیل اساس ظلم و استبداد به مشروطیت شدن  ‏دولت جان داده اندو به سر دار رفته اند یا قطعه قطعه ‏شده اند ، معلوم می شوند آنها هم نظیر همین اوضع بسیار ‏ناگوار را دیده اند.... در دولت مستبده ظالمه ممکن نیست ‏برای احدی امنیت تامه حاصل شود و همیشه مثل عین ‏الدوله و نیرالدوله و آصف الدوله پیدا خواهد شد...پس ‏باید فکری کرد که اساس را صحیح نمود من الان از صمیم ‏قلب شکر می کنم که در راه تحصیل نعمت حریت گرفتار این ‏همه زحمت ام .....  اگر اساس درست شد هزار محبوس بدبخت ‏مثل من از محبسهای تنگ و تاریک آزاد می شوند و این ‏گونه محبسها موقوف

‏ می شود... کاری بکنید که این یک مشت ملت فلک زده  ‏از چنگال ظلم عین الدوله نوعی مستخلص شوند و الا نفی ‏عین الدوله شخصی چندان فایده ندارد،دیگری بجایش می ‏نشیند بدتر و ظالم تر."37   مطالب ذکر شده مؤید آن ‏است که درخواست اصلاح کار بصورتی که اساس ظلم و حکومت ‏فردی برچیده شده و حکومت بصورت مشروطه، و ملت آزاد، ‏درآیند از مهمترین خواسته های نخبگان و به خصوص اعضای ‏انجمن مخفی بوده و اگر چه بصورت آشکار کمتر سخن از ‏مشروطه خواهی می راندند اما در خفا و به دور از چشم ‏مأموران دولتی تمام هم و غم خود را برای رسیدن به این ‏مقصود مصروف می داشتند و چنین بود که در شرایط مناسب ‏بعدی این خواسته خود را آشکار نمودند.‏

‏3 واعظ مشروطه خواه

سخنرانیهای سید جمال واعظ مهمترین نقش را در تهییج ‏افکار عمومی در جریان نهضت مشروطه  خواهی داشت و پیش ‏از مهاجرت صغری هم از تحریک کنندگان اصلی آن بشمار می ‏رفت. گرانت داف از اعضای سفارت انگلیس در ایران در ‏گزارش وقایع ماه رمضان و در زمان تحصن اول علماء در ‏شاه عبد العظیم به سر ادوارد گری وزیر امور خارجه ‏بریتانیا می نویسد:"به تازگی اغتشاشی در تهران در ‏گرفت که ظاهرا علیه عین الدوله فرماندار تهران بود، ‏لیکن در واقع به عنوان اعتراض نسبت به خرابی و فساد ‏دستگاه حکومت شاه و صدر اعظم صورت گرفت. در این ‏وقایع غالب مجتهدین برجسته تهران علنا جانب مردم را ‏گرفتند و اینک در شاه عبدالعظیم بست نشسته اند نکته ‏مهم این است که یک واعظ اصفهانی به نام سید جمال ‏الدین در روزهای ماه رمضان در یکی از مساجد مهم ‏بازار علنا بر ضد شاه موعظه کرده و تشکیل یک حکومت ‏جمهوری را پیشنهاد و توصیه می نموده است."38 این سند ‏گواه آن است که سید جمال واعظ حتی قبل از مهاجرت صغری ‏نیز هدفی جز تشکیل مجلس و حکومت مشروطه نداشته اما ‏این خواسته را کمتر آشکار می نمود چرا که شرایط طرح آن ‏مهیا نبود  اما در گزارش ناظم الاسلام از جریان تبعید ‏وی، حمایت و در خواست مشروطیت توسط وی بصورت علنی ‏مطرح می شودکه البته در آن مرحله سایرین مخالفت می ‏کنند، اما گزارش :"عین الدوله اصرار داشت که سیدجمال ‏دهه  عاشورا در تهران نباشد بنابراین بهبهانی به ایشان ‏عرض می کند؛ من میل دارم برای اتمام حجت شما یک سفری ‏ولو مختصرا هم باشد به بلده قم بروید و به شما قول می ‏دهم که بعد از عاشورا مراجعت کنید. آقا سید جمال گفت ‏‏: مقصود همه ما، از علما اعلام و طلاب و وعاظ و تجار، ‏فقط این است که شاه مجلس شورا بدهد. اگر من بدانم مجلس ‏دادن موقوف و منوط به کشته شدن من است با کمال رضا و ‏رغبت و میل برای کشته شدن حاضر می شوم آقای بهبهانی ‏فرمود: این لفظ هنوز زود است و به زبان نیاورید فقط ‏به همان لفظ عدالتخانه اکتفا کنید تا زمانش برسد."39 ‏نکته جالب در این گفتگو آن است که حتی بهبهانی نیز ‏درخواست مجلس را انکار نمی کند اما زمان طرح آن را ‏مناسب نمی داند.‏

‏4 ملک المتکلمین پیشرو در طرح مشروطیت

مهدی ملک زاده در تاریخ انقلاب مشروطیت سخنان ذیل را ‏از قول ملک المتکلمین در جریان تحصن شاه عبدالعظیم ‏درحضور علما، ‏ وقتی بحث بر سر طرح خواسته ها از دولت ‏بود، مطرح می کند که روشنگر نکات مهمی از جریان ‏مشروطه خواهی ایرانیان است:"من چون صلاح و خیر شما، ‏خیر ملت ایران را می خواهم گستاخانه به شما عرض می ‏کنم،امروز ملل متمدن جهان در سایه قانون و عدالت به ‏این مقام ترقی و تمدن رسیده ... شما آقایان که هادیان ‏قوم و ملت هستید و جانشینان نبی اکرم می باشید، در ‏سر موقوفات مدرسه مروی و مدرسه صدر جنگ وجدال می ‏کنید و منتهی آمال خود را این اندیشه های کوچک قرار ‏داده اید، باز صدرالعلما گفت پس چه کنیم ؟ ملک ‏المتکلمین جواب داد به جای این تقاضاهای کوچک و کم ‏ارزش که مطلقا منافع عامه را در بر ندارد ...از شاه ‏برقراری مجلس منتخبین ملت و حکومت مشروطه را ‏بخواهید"40 بعد از این سخنان طباطبائی، صدرالعلماء و ‏شیخ مرتضی اعلام موافقت نمودند و در خاتمه این جلسه ‏سندی به شرح زیر به امضاء رهبران نهضت از جمله طباطبائی ‏و بهبهانی رسید که متن آن چنین بود:" امضاء کنندگان ‏برای نجات ملت ایران از زیر بار ظلم  تصمیم گرقتیم که ‏از پادشاه برقراری مشروطیت و مجلس منتخبین ملت را در ‏ایران که از طرف جناب ملک المتکلمین پیشنهاد شد و ما ‏با طیب خاطر از نظر صلاح مسلمانان و ملت ایران ‏پذیرفتیم در خواست نمائیم."41 حال سئوال اینجاست که ‏با وجود چنین سندی چرا در میان درخواستهای اولیه ‏مهاجرین صغری سخن از مشروطه به میان نیامده است؟ ‏پاسخ را باید در حوادث نهم ذیقعده در میان متحصنین ‏جست. در گزارش این روز ملک زاده چنین آورده ‏است:"جلسه سران نهضت در ساعت 8 صبح 9 ذیقعده 1323 در ‏یکی از حجرات صحن حضرت عبدالعظیم تشکیل شد و سه ماده ‏ای که قبلا تنظیم کرده بودند... سپس عده ای عزل عین ‏الدوله را تقاضا کردند و در اطراف آن جار و جنجال ‏برپاشد چند نفر از رهبران نهضت بنابر تصمیمی که در ‏جلسه پیش گرفته شده بود و ما در اطراف آن به تفصیل ‏سخن راندیم، پیشنهاد کردند که از شاه درخواست ‏مشروطیت و تأسیس مجلس مبعوثان ملت بشود. عده ای از آن ‏جماعت که از طول تحصن خسته شده بودند و می خواستند ‏زودتر به شهر برگردند و تا آن زمان لفظ مشروطه به ‏گوششان نرسیده بود و معنی مجلس مبعوثان را نمی ‏دانستند، فریاد کردند که دیگر مشروطه چیست که یکدفعه ‏این میان پیدا شده چرا هر روز سنگی در میان راه می ‏گذارید و تقاضاهای نو ظهور می کنید و نمی خواهید مردم ‏راحت شوند و پی کار وکسب خودشان بروند. ملک المتکلمین ‏در اطراف کلمه مشروطیت و مجلس مبعوثان توضیحات داد ‏ولی استماع این الفاظ هنوز برای گوش آن مردم ثقیل ‏بود و اکثرا به مخالفت پرداختند و حتی زمزمه ای بلند ‏شد که اینها می خواهند ایران را جمهوری کنند..."42 به ‏این ترتیب سران نهضت به اجبار عوام از پیشنهاد مشروطه ‏در مهاجرت صغری صرف نظر کرده و به تقاضای عدالتخانه ‏بسنده می کنند تا هنگام طرح آن در مرحله بعدی نهضت ‏فراهم شود. سند بالا بهترین دلیل اعدام فجیع ملک ‏المتکلمین در باغ شاه در دوره استبداد صغیر است چرا ‏که از تلاشها و فعالیتهای ملک در ارتقای خواسته های ‏مهاجرین از عزل علاء الدوله به تغییر اساس نظام ‏حکومتی از استبداد به مشروطه با خبر بودند.‏

‏- عدالت خواهی در چهار چوب مشروطه‏

     

      از جمله ایرادات مهمی که منتقدین بر نهضت مشروطه ‏دارند آن است که در جریان این نهضت یک انحراف بزرگ از ‏تقاضای عدالت خواهی به تقاضای مشروطه خواهی شکل ‏گرفته است سئوال این است که آیا این تغییر یک توطئه ‏بوده و یا سیر طبیعی ارتقای خواسته های مخالفین ، و ‏حتی امری مثبت در جریان عدالت خواهی مردمی است که ‏روز به روز با افزایش آگاهی و کسب موفقیتهای اولیه،

‏ خواسته های اساسی و زیربنایی برای کسب عدالت، مطرح ‏نمودند .‏

    در اینجا به قصد روشنتر شدن موضوع نگاهی به در ‏خواستهای اولیه مهاجرین نموده و جریان تغییر این ‏خواسته ها را، از منابع مختلف بررسی می کنیم :      

الف: ملک زاده،    صورت درخواستهای اولیه مهاجرین را ‏چنین میآورد:‏

     " اول تولیت مدارسی که از آقایان متحصنین گرفته ‏شده بود دوباره به آنها                    

     برگردد.... دوم علما تقاضا داشتند که علاءالدوله ‏حاکم شهر طهران معزول شود .... سوم علما در خواست ‏کرده بودند که ظفرالسلطنه از حکومت کرمان معزول شود ‏‏.... چهارم علما می خواستند، اصغر گاریچی که وسائل ‏نقلیه راه قم به تهران را در دست داشت از آن کار ‏معزول شود " 43‏

   سپس ملک زاده در صفحات بعدی کتاب خود تقاضای ‏عدالتخانه را به تقاضاهای اولیه اضافه میکند.‏

ب: ناظم الاسلام،    در توضیح ملاقات سید احمد طباطبایی ‏با عین الدوله،از قول شیخ احمد طباطبایی خواسته های ‏مهاجرین را چنین می نویسد:‏

    "اول آنکه علاءالدوله را از حکومت طهران معزول ‏بفرمایید ، دوم آنکه ظفرالسلطنه را هم معزول کنید از ‏حکومت کرمان ، سوم آنکه عسگر گاریچی را چوب بزنید و ‏عزل کنید ازراه قم ، چهارم آنکه یک عصای جواهر نشان ‏بدهید به من ،که خودم از برای حاج میرزا محمد رضای ‏کرمانی بفرستم." 44‏

 

اما نویسنده ی تاریخ بیداری ، خواسته هایی را که ‏مهاجرین برای سفیر عثمانی فرستاده بودند چنین می ‏نگارد:‏

‏ "اول نبودن عسگر گاریچی در راه قم ....دوم مراجعت و ‏معاودت حاج میرزا محمد رضای کرمانی ....سوم برگرداندن ‏مدرسه خان مروی ....چهارم بنای عدالتخانه ای در ‏ایران ....پنجم اجراء قانون اسلام در باره آحاد و ‏افراد ، بدون ملاحظه از احدی....ششم عزل مسیو نوز از ‏ریاست گمرک و مالیه دولت ...‏

هفتم عزل علاء الدوله از حکومت طهران ....هشتم موقوف ‏نمودن تومانی دهشاهی کسری مواجب و مستمریات مردم." 45‏

  ‏‏  در اینجا میان درخواستهای اولیه و ثانویه اختلاف ‏بیشتری دیده می شود. بطوریکه از چهار خواسته به هشت ‏خواسته تبدیل شده است.‏

پ:  احمد کسروی،     همان هشت درخواست ناظم الاسلام را ‏به همان ترتیب آورده ‏

     اما در توضیح عدالتخانه متذکر میشود که سران ‏نهضت از این که مبادا طولانی شدن تحصن موجب پراکندگی و ‏دلسردی شود بصورت موقت به عدالتخانه رضایت دادند اما ‏درخواست اصلی آنها مجلس بوده ، که بعدها در فرصت مناسب ‏مطرح نمودند. 46‏

ت:  روایت و ادعای دولت آبادی :    یحیی دولت آبادی ‏، رابط میان سفیر عثمانی و متحصنین شاه عبدالعظیم ‏روایت متفاوتی بدست میدهد :"برادر من صورت مطالب ‏آقایان را سوده کرده برای من می آورد . می بینم چند ‏مطلب  نوشته اند ، اول عزل علاءالدوله از حکومت طهران ‏‏ دوم عزل نوز از ریاست گمرکات و غیره سوم امنیت ‏دادن به همراهان ایشان بعد از آمدن به شهر چهارم ‏برگرداندن مدرسه خان مروی به اولاد حاجی میرزا حسن ‏آشتیانی پنجم سیاست نمودن عسگر گاریچی،  بواسطه ‏شرارتی که در راه قم کرده است ششم تجلیل نمودن از ‏میرزا محمد رضا ، یکی از علمای کر مان هفتم برداشتن ‏قیمت تمبر دولتی از مستمریات روحانیان.....، دیدن ‏مطالب آقایان نگارنده را به حیرت فرو می برد یکی ‏بواسطه بی فکری و کوته نظری ایشان ،و دیگرمتحیر ‏میمانم که من به سفیرکبیر گفته ام مطالب آقایان  نوعی ‏است ، و همه در راه اصلاح حال عامه و صلاح ملک و ملت ‏است ، چگونه میشود این مطالب را به او گفت ..." 47‏

 

‏ دولت آبادی مدعی است که مطلب هفتم خواسته ها را ‏بصورت زیر تغییر داده و به سفیر ارائه کرده است :" ‏قراردادی در اصلاح کلیه امور با رعایت حقوق علما" 48‏

‏‏   سفیر پیرامون اصلاح کلیه امور توضیح بیشتر می خواهد ‏، بنابراین خواسته ها به عبدالعظیم برگشت داده و آنها ‏پس از مشورت درخواست هفتم را به خط ملک المتکلمین ‏چنین می فرستند :"مراد از ، قرارداد  دراصلاح کلیه ‏امور ، تاسیس دیوان عدالتی است برطبق شرع مقدس اسلام ‏، از روی کتاب و تشکیل یک مجلس مشورتخانه ملی برای ‏اجرای قانون مساوات در تمام بلاد ایران که فرقی فیما ‏بین وضیع وشریف گذارده نشود و هر ذیحق به حق خود ‏برسد...." 49‏

   ناظم الاسلام در کتاب خود تاکید می کند که تقاضای ‏عدالتخانه جزء تقاضاها مطرح بود ، اما در، خواسته ها ‏از قلم افتاده بود که با کمک دولت آبادی دوباره مطرح ‏گردید

  سیر تحول درخواستهای متحصنین از روز اول مهاجرت ‏صغرا تا تقاضای مشروطه در مهاجرت دوم ، نشان دهنده ی ‏آن است که بنا به شرایط جدید و به خصوص با عقب نشینی ‏دولت و پذیرش درخواستها،   سطح تقاضاها ‏بالاتر رفته و از عزل حاکم تهران، در نهایت به تقاضای ‏مجلس و مشروطه می انجامد.‏

‏ و البته در این تغییرات بسیاری از رهبران مشروطه ‏نظیر طباطبایی ، بهبهانی ، سید جمال واعظ ،

‏ ملک المتکلمین ، دولت آبادی ، مجدالاسلام و.... مشارکت ‏و مدخلیت داشتند و اگر بخواهیم نظر منتقدین مشروطه را ‏که مدعی اند مشروطه خواهی انحراف در جنبش عدالت خواهی ‏بوده ، قبول کنیم باید بپذیریم که در این انحراف و یا ‏خیانت همه یا اکثریت رهبران نهضت عدالت خواهی نقش ‏داشتند ‏

نکته جالبتر آنکه در صدر مشروطه چه عوام و چه سران ‏نهضت منافاتی میان عدالت خواهی و مشروطه طلبی نمی ‏دیدند و اصولا آنها را لازم و ملزوم هم تلقی می کردند ‏چنانکه در تقاضاهای طباطبایی غالبا این دو ، یعنی در ‏خواست عدالت و مجلس ، و نیزدر خواست هفتم که به قلم ‏ملک المتکلمین برای سفیر عثمانی فرستاده شد این دو ‏خواسته در کنار هم  ذکر شده است و در سر در مجلس ملی ‏کلمۀ

‏ « عدل مظفر »حک شد که نشانگر این واقعیت بود که ، ‏قیام کنندگان برای رسیدن به هدف عدالت ،به مجلس شورای ‏ملی و مشروطه ، به عنوان یک ابزار ضروری می نگریستند ‏‏.‏
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 20:23  توسط ابراهيم فتحي | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
اين وبلاگ با كوشش گروه علوم اجتماعي راهنمايي آموزش و پرورش شهرستان البرز راه اندازي شده است و سعي دارد علاوه بر درج مطالب علمي _ آموزشي ، مسئوليت خبر رساني گروه علوم اجتماعي را نيز بر عهده داشته باشد.

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آرشیو موضوعی
زندگي آلبرت انيشتن
ارزشيابي نوين
اعلام نتايج مسابقه طرح درس نويسي
اعلام نتايج مسابقه طراحي فعاليت هاي مكمل درسي
اهميت مطالعه تاريخ
انسان ها از ديدگاه دكتر شريعتي
مقاله احمد رشيدي مطلق
معرفي روشهاي فعال تدريس در تاريخ
معرفي روشهاي فعال تدريس در جغرافيا
معاني نام كشورها
جلسه گروه علوم اجتماعي در دي 86
آيا مي دانيد
مقاله اي در مورد نوجواني
طرح درس تاريخ
گزارش فعاليت هاي انجام شده توسط گروه علوم اجتماعي
ارزشیابی تکوینی
فعالیتهای مکمل
رهنمود های جشنواره تدریس
نوجوانی
معنای علوم اجتماعی
بيست اصل توسعه و پرورش خلاقيت دانش آموزان
در دفاع از مشروطه
ازدواج در دوره ساسانی
سکه شناسی
واژه شناسی کیومرث
زرتشت پیامبر ایران باستان
اشکانیان
شهر سوخته
متن کامل قانون اساسی
اصول كلي حاكم بر نقد و بررسي كتابهاي درسي
پیوندها
گروه رياضي شهرستان البرز
سازمان آموزش و پرورش استان قزوين
اداره آموزش و پرورش شهرستان البرز
پايگاه ملي داده هاي علوم زمين كشور
خبرگزاري ايسنا
خبرگزاري ايرنا
خبرگزاري وبلاگ نويسان
خبرگزاري ايپنا
مقالات فارسي
گروه حرفه و فن شهرستان البرز
سروش رياضي
 

 RSS